1. رساله‌اي درباب سِفيرات‌1 و اصول قبّـالا، كه در آن صدور سِفيرات را از خداوند شرح‌ مي‌دهد و اين را كه آيا آنها عَرَضي‌اند (هم‌چنان‌كه او باور دارد) يا ذاتي‌.
2. رساله‌ٴ جامع كه هدف از آن آشتي دادن قبّـالا و فلسفه است‌.
3. منظومه در يگانگي سِفيرات‌.
4. رساله درباره‌ٴ توحيد خداوند.
او با آثار مهم تلمودي و قبالايي به‌خوبي آشنا بود، ولي دانش‌جويان را نسبت به اشتباهات‌ فراوان زُهَـر آگاه ساخت‌.
ممكن است او موٴلف يك رساله‌ٴ پزشكي هم بوده باشد:
5. كتاب معالجات‌. احتمال دارد برخي از اين كتاب‌ها را در اصل به عربي نوشته باشد. اين امر به‌ويژه در مورد شماره‌هاي 2، 4 و5  بيشتر محتمل است‌.
يوسف بن وَقَـر نامي در سال 1293 يا 1295 از بخش اول كتاب‌التصريف‌، رساله‌ٴ مهم‌ ابوالقاسم زهراوي (دهم ـ 2)، ترجمه‌ٴ عبري تازه‌اي كرده است‌. آن رساله را ژرار كرمونايي‌ (دوازدهم ـ 2)، به لاتيني و شم ـ طب بن اسحاق طرطوسي (سيزدهم ـ 2)، مشلم بن يوناه و شايد ناتان مأتي به عبري ترجمه كرده بودند. بنابراين‌، ترجمه‌ٴ يوسف تاحدي زايد و بي‌اهميت‌ بود. ممكن است اين يوسف بن وقر همان قبّـالايي باشد، ولي دليلي براي اثبات آن در دست‌ نيست‌، جز اين‌كه از لحاظ زماني امكان‌پذير است‌.

پسران رابي عاشِـر بن يَحيئيل‌

يادداشت مربوط به عاشر بن يَحيئيل در ج 2 (ص 1776) مي‌توانست در اين مجلد قرار گيرد، چون او در پايان سال 1327 در طليطله وفات يافت‌. تمام آن بخش از حيات او در اسپانيا، كه‌ احتمالاً مهم‌ترين مرحله‌ٴ زندگاني‌اش است‌، در سده‌ٴ چهاردهم واقع شده است‌. از دو فرزند او بايد به‌ترتيب سن در اينجا ياد كرد، يهودا و يعقوب‌.

يهودا بن عاشِـر

رابي و تلمودي آلماني‌، در 28 ژوئيه 1270 در كلن زاده شد. براي تجارت به طليطله رفت (تاريخ‌ آن محقق نيست‌، در سال 1285 يا به احتمال بيشتر در سال 1305) و هنگامي كه پدرش را از آلمان بيرون كرده بودند، ترتيب پذيرش او را در طليطله داد. از سال 1321 به‌عنوان رابي و قاضي‌ جامعه‌ٴ يهودي طليطله دست‌يار پدرش و در سال 1327 جانشين او شد. در 4 ژوئيه‌ٴ 1349 در طليطله وفات يافت‌.


1. مقدمه 2، 1459 به‌بعد.